|مؤسسه تخصصی آل یاسین|

emailآخرین رویدادها:  
  • آثـار ماندگـار 6
  • آثـار ماندگـار 5
  • رونمایی از کتاب شهیده ولایت
  • آثـار ماندگــار 4
  • آثـار ماندگــار 3
  • آثـار ماندگــار 2
  • اســوه تاریخ
  • آثـار ماندگـــار 1
adsپیوندها
امام خمینی
امام خامنه ای
random-hadisحدیث تصادفی
سخنی از بهشت
adsاعلانـات

اسلام و مدرنیسم

بازدید : ۹۴ بار
دسته بندی : اعتقادات ,

با فرض پذیرش این عناصر مثبت در مدرنیسم، آیا دین و تعالیم دینى با این عناصر در تعارض است، به طورى که براى دست یابى به این جنبه ها، تساهل نسبت به تعالیم دین لازم باشد؟ صرف نظر از آموزه هاى سایر ادیان، اندک آشنایى با دین اسلام نشان مى دهد که این دین، نه تنها هیچ گونه تعارضى با تحّول، توسعه و پیش رفت فرد و جامعه ى انسانى ندارد، بلکه با جهت دهى به این تحوّل و پیش رفت، سعى در هر چه بهتر و پربارتر نمودن آن دارد.

قرآن کریم مؤمنان را به استفاده و بهره بردارى از زینت ها و روزى هاى حلال الهى تشویق مى فرماید:

«قُلْ مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللّهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبادِهِ وَالطَّـیِّباتِ مِنَ الرِّزْقِ...» 1 ؛ بگو: چه کسى زینت هاى الهى را که براى بندگان خود آفریده، و روزى هاى پاکیزه را حرام کرده است؟!...

از این آیه ى شریفه مى توان فهمید که خداى سبحان با هدایت خود از راه فطرت، به انسان، الهام نموده است که انواع زینت هایى را که مورد پسند جامعه ى او و موجب مجذوب شدن دل ها به سوى اوست، ایجاد نماید و به این وسیله، نفرت و بیزارى مردم را از خود دور سازد.2 نتیجه ى این درس قرآنى این خواهد شد که فرد و جامعه ى اسلامى از بهترین و والاترین زینت ها و زیبایى ها برخوردار  گردد و روز به روز در پى تحّول و تکامل باشد. آنگاه در ادامه ى آیه ى شریفه، به این زینت ها جهت مى دهد تا در مسیر حقیقى خود که همان ایمان به خداى متعال و روز جزاست قرار گیرد:

...قُلْ هِىَ لِلَّذِینَ آمَنُوا فِی الحَیاةِ الدُّنْیا خالِصَةً یَوْمَ القِـیامَةِ...3 ؛ بگو این ها براى کسانى که در زندگى دنیا ایمان آورده اند، در روز قیامت خالص (و بدون شرکت با غیر مؤمنان) خواهد بود.

یعنى، گر چه هم مؤمنان و هم غیر مؤمنان در زندگى دنیا از این زینت ها و روزى ها بهره مند مى شوند، امّا اگر انسان بخواهد به وسیله ى این زینت ها و ارزاق، به رشد همه جانبه برسد و به سعادت ابدى نایل آید، باید با ایمان خود به آنها جهت بدهد وگرنه جز لذّت زودگذر و آسایش کاذب، نصیب و بهره اى نخواهد داشت.

آنگاه قرآن کریم در آیات دیگرى به عنصر سرعت، مسابقه و پیشى گرفتن بر هم دیگر در راه رسیدن به کار خیر و مطلوب انسانى و الهى توجه نموده و مؤمنان را تشویق مى فرماید:

...فَاسْتَبِقُوا الخَیْراتِ...4 ؛ در نیکى ها و اعمال خیر بر یکدیگر، سبقت جویید...

وَسارِعُوا إِلى مَغْفِرَة مِنْ رَبِّـکمْ وَجَـنَّة عَرْضُها السَّمـواتُ وَالأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِـینَ5 ؛ و شتاب کنید براى رسیدن به آمرزش پروردگارتان و بهشتى که وسعت آن آسمان ها و زمین است و براى پرهیزگاران آماده شده است. 

هرکس دو روزش با هم مساوى باشد، ضرر کرده است و هر کس روز دومش بهتر از روز اولش باشد، مسرور خواهد بود و هر که روز دومش بدتر از روز اولش باشد، ملعون خواهد بود. و هر که در خود افزایش را نبیند، راهش به سوى کاستى و نقصان است و هرکه چنین باشد مرگ براى او بهتر از زندگى است.

پس این نکته به خوبى از قرآن کریم استفاده مى شود، که اسلام برپایه ى جهان بینى و انسان شناسى ویژه اى که نشأت گرفته از حق مدارى و حق محورى است، هم به تحوّل و پیش رفت اهمیّت داده است و هم سرعت در این پیش رفت را لازم مى داند. و این مطلب با تبیین ائمه ى اطهار(علیهم السلام) در روایات شریف، به وضوح و تفصیل بیش ترى بیان شده است که به عنوان نمونه به چند روایت در این زمینه اشاره مى نماییم.

خستگی

امام باقر(علیه السلام) مى فرماید: انّى لابغض الرجل او الغض للرجل ان یکون کسلاناً عن امر دنیاه و من کسل عن امر دنیاه فهو عن امر آخرتة أکسل6؛ من انسانى را که در کار دنیایش خمود و کسل باشد دوست ندارم و هر کس در کار دنیایش کسل باشد، در کار آخرتش کسل تر خواهد بود.

امام هادى(علیه السلام) از پدران بزرگوارش و آنها از امام صادق(علیه السلام) روایت کرده اند که فرمود:

انّ الله یحب الجمال و التجمّل و یکره البؤس و التباؤس، فان الله اذا انعم على عبد نعمة احبّ ان یرى علیه اثرها و قیل کیف ذلک; قال: ینظّف ثوبه و یطیب ریحة و یجصص داره و یکنس افنیتة حتّى ان السراج قبل مغیب الشمس یفنى الفقر و یزید فى الرزق 7؛ خداوند زیبایى و زینت کردن را دوست مى دارد و از اظهار فقر و نیاز در مقابل دیگران ناخشنود مى گردد. زیرا خداوند وقتى به بنده اى از بندگانش نعمت هایى را ارزانى مى دارد، دوست دارد که اثر آن نعمت ها را در او ببیند. پرسیدند: دیده شدن اثر این نعمت ها چگونه است؟ فرمود: به این که بنده، لباسش را پاکیزه کند، خود را خوشبو سازد و خانه اش را گچ کارى نماید و زباله هایش را جاروب کند، تا آن جا که روشن کردن چراغ خانه، قبل از نهان شدن خورشید (به هنگام غروب) فقر را از بین مى برد و روزى را زیاد مى کند.

ذکر مصادیقى همچون گچ کارى کردن خانه که در زمان صدور روایت، نماد روشى نوین در محکم کارى و تزیین خانه بوده است، مبیّن این واقعیّت است که اسلام تا چه اندازه به این امور اهمیّت داده است. البتّه این تزیین و محکم کارى ممکن است در هر زمانى با کاربرد مصالح نوین و جدیدترى صورت پذیرد و مثلا در زمان ما با سنگ کارى و امثال آن باشد.

امام صادق(علیه السلام) فرموده است: من استوى یوماه فهو مغبون و من کان آخر یومیه خیرهما فهو مغبوط و من کان آخر یومیه شرهما فهو ملعون و من لم یرالزیادة فى نفسه فهو الى النقصان و من کان الى النقصان فالموت خیرله من الحیاة 8؛ هرکس دو روزش با هم مساوى باشد، ضرر کرده است و هر کس روز دومش بهتر از روز اولش باشد، مسرور خواهد بود و هر که روز دومش بدتر از روز اولش باشد، ملعون خواهد بود. و هر که در خود افزایش را نبیند، راهش به سوى کاستى و نقصان است و هرکه چنین باشد مرگ براى او بهتر از زندگى است.

اسلام برپایه ى جهان بینى و انسان شناسى ویژه اى که نشأت گرفته از حق مدارى و حق محورى است، هم به تحوّل و پیش رفت اهمیّت داده است و هم سرعت در این پیش رفت را لازم مى داند.

و امّا در مورد عقلانیّت و خردورزى باید گفت، عقلانیّت مورد نظر مدرنیسم، عقلانیتى است که فقط به عقل معاش (reason) اهمّیت مى دهد و ناظر به عقل کلى و شهودى و یا به تعبیر فلاسفه ى اسلامى «عقل معاد» (intelect) نمى باشد. گذشته از اشکالاتى که امروزه بر این بُعد مدرنیسم وارد است و جامعه ى مدرن را با بحران مواجه کرده است،9 اساساً اسلام، معیار و محک را عقلانیّت بشرى نمى داند، بلکه «حقّانیّت» را معیار مى داند زیرا عقل بشرى نه بر همه ى ابعاد وجودى انسان احاطه دارد و نه مى تواند به جهان خارج، صددرصد معرفت پیدا کند، پس براى پرهیز از انحراف و کج روى، باید حقّانیّت را ملاک و محور قرار داد. حقّانیّتى که همان اوامر خداى متعال است، که او کاملا محیط بر انسان و هستى است.

خلاصه آن که، پدیده ى مدرنیسم را نمى توان به طور دربست و بدون نقد پذیرفت چرا که این پدیده در کنار محسنات و خوبى هایى که دارد ـ اگر داشته باشد ـ حاوى نقاط منفى و اشکالات ویرانگرى است که برخى اندیشمندان غربى نیز آنها را دریافته و در صدد چاره بر آمده اند. وانگهى براى نیل به تحولات مثبتى که در اثر پذیرش مدرنیسم عاید انسان مى شود نیازى به طرد دین و قرار دادن مدرنیسم به جاى آن نیست چرا که در سایه ى تعلیمات صحیح دینى و عمل مخلصانه به آنها، آسان تر و بى مشکل تر مى توان به این تحوّلات و پیش رفت ها دست یافت، که دین در بر دارنده ى کمال مطلوبى است که آنچه خوبان همه دارند، به تنهایى داراست. 

 

 

منبع :  کتاب تساهل و تسامح، مؤلف: محمد تقى اسلامى

فرآوری: فاطمه محمدی - گروه دین و اندیشه تبیان


1-  سوره اعراف ایه 32.

2-  المیزان فى تفسیر القرآن، ج 8، ص 72 ـ 89.

3-  سوره ى اعراف (7)، آیه ى 32.

4-  سوره ى بقره (2)، آیه ى 148.

5-  سوره ى آل عمران (3)، آیه ى 133.

6-  وسائل الشیعه، جلد 17، باب 18، ص 58.

7- همان، جلد 5، باب 1، ص 7.

8-  همان، جلد 16، باب 95، ص 94.

9-  از جمله اشکالات این است که گفته اند: چنین عقلانیّتى با ضمیمه به تعریفى که مدرنیسم از انسان ارائه مى کند، منجر به دیوان سالارى و توتالیتاریسم مى شود. براى توضیح بیش تر ر.ک: حسینعلى نوذرى، صورت بندى مدرنیته و پست مدرنیته; بسترهاى تکوین تاریخى و زمینه هاى تکامل اجتماعى، ص 129ـ130.

  • موافقین ۰ مخالفین ۰
  • تاریخ نشر: سه شنبه / ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی

پشتیبانی